
بعد از مدتها دیشب دوباره خواب سید را دیدم. کامل نمی گویم اما با التماس از من میخواست که یک شیر نسیه از جایی برایش بگیرم. گفتم سید چرا نسیه. خودم برات میخرم. توی ذهنم بود که شیر و پنیر و... بخرم و برویم خانه با هم بخوریم. از خواب بیدار شدم و رفتم دو رکعت نماز برایش هدیه کردم. شاید سید نیازمند خیرات است. برایش صلواتی بفرستید.میرزائی بخوانید...
ادامه مطلب
سلام امروز صبح خواب آقای عمید رو دیدم. تو موسسه بودم. اومد نشریه اش رو تقسیم کرد. بعد اومد بالای سر من که دراز کشیده بودم. ساق پاشو گرفتم و براش فاتحه خوندم میدونستم فوت کرده. ازم تشکر کرد و رفت. میرزائی +xa0نوشته شده در xa0پنجشنبه پنجم مرداد ۱۳۹۶ساعتxa07:26xa0 توسطxa0همکارانxa0 |xa0 ...
ادامه مطلب